آمدن آلمان رویترز بازداشت تروریسم مسافران

آمدن: آلمان رویترز بازداشت تروریسم مسافران فرودگاه هواپیما بازداشت شدن خبرگزاری رویترز هواپیمای ایرباس

گت بلاگز اخبار فرهنگی و هنری یادگارهای گروه تحریریه سایت

گروه تحریریه سایت جهت سایه جمشید هاشم پور ندیدن حضور و کار بازیگری که قریب50 سال پا به پای هر کار و تولیدی در سینمای کشور عزیزمان ایران آمده و با حضورش در ف

یادگارهای گروه تحریریه سایت

یادگارهای سیمرغ

عبارات مهم : ایران

سیمرغ جهت سایه جمشید هاشم پور
ندیدن حضور و کار بازیگری که قریب50 سال پا به پای هر کار و تولیدی در سینمای کشور عزیزمان ایران آمده و با حضورش در فیلم های ایرانی به کمیت و کیفیت سینمای کشور عزیزمان ایران افزوده است نه تنها تحلیل کارشناسان و منتقدان را زیر پرسش می برد که حس بینایی و حظ بصر در مواجهه با سینما را ساقط می کند. جمشید هاشم پور یا جمشید آریا سال های سال در داوری های جشنواره فجر دیده نشد. بازیگری که جهت تماشاگران سینما در دهه 60، با کاراکتر «زینال بندری» در فیلم «تاراج» (ایرج قادری،1363) به یاد می آید.

یادگارهای گروه تحریریه سایت

البته نمی توانست با آن وجنات موردتوجه و تایید داوران قرار گیرد، احتمالا چون مصلحت نبود، ولی در فیلم «پرده آخر» (واروژ کریم مسیحی،1369) جمشید هاشم پور در نقش بازرس رکنی که نقشی به قاعده و در قواره او بود آن هم در قصه ای معمایی- پلیسی دیده نشد. در فیلمی که اغلب عوامل و بازیگرانش از هشت سیمرغش سهمی داشتند، لااقل آن هایی که برنده نبودند نامزد بودند، ولی جمشید هاشم پور جزو نامزدها هم نبود. احتمالا بازهم مصلحت نبود. مصلحت اندیشی به کنار، او هنوز خودی نبود. البته جهت هر عقل مصلحت اندیشی در دهه 60 و اوایل دهه 70 کار مشکل بود، بپذیرد یک بازیگر می تواند در یک سال در دو فیلم باشد که یکی از فیلم ها «گل ها و گلوله ها» (ناصر مهدی پور،1370) باشد و دیگری «دلشدگان» (علی حاتمی،1370)؛ در یکی در نقش مرد کرد غیور باشی و در دیگری سفیر کبیر کشور عزیزمان ایران در عهد قجر، خوش پوش و معاشر بازیگران و صورت های معروف و اهل ساز و آواز.

دیگر خودش هم می دانست او جمشید هاشم پور هست؛ قهرمان زخمی فیلم های اکشن که هر لحظه عالم و آدم جلوی رویش می ایستند و او هم سر خم نمی کند. تا این که رسول ملاقلی پور، کارگردان خط شکن سینمای کشور عزیزمان ایران در فیلم «هیوا» از او فرمانده ای در جنگ تحمیلی ساخت که فقط مرد جنگ نیست، مرد علاقه هم است و «هیوا» یاد و خاطره علاقه او را هر لحظه در دل دارد. بالاخره با این فیلم جمشید هاشم پور در فهرست نامزدهای جشنواره فیلم فجر قرار داده شد و دیپلم افتخاری هم از این جشنواره گرفت و کارگردانان سینمای کشور عزیزمان ایران که سوداهای هنری در سر داشتند، متفاوت بودن و جسارتشان را در حضور بازیگری می دیدند که انعطاف و توانایی فوق العاده ای در اجرای نقش های گوناگون دارد.

گروه تحریریه سایت جهت سایه جمشید هاشم پور ندیدن حضور و کار بازیگری که قریب50 سال پا به پای هر کار و تولیدی در سینمای کشور عزیزمان ایران آمده و با حضورش در ف

از سوی دیگر نسلی از فیلم بازان و تماشاگران فیلم در کشور عزیزمان ایران رشد کردند که جهت خاطره سازان کودکی ارزش احترامی در قلبشان محفوظ داشتند. با گذشت وقت تند و تیزی های قهرمان اکشن سابق کنار رفت و از هاشم پور مرد جاافتاده ای به جا ماند. او آن قدر ماند تا در سی و ششمین جشنواره فیلم فجر در دایره مصلحت قرار گیرد و سیمرغی بر شانه اش بنشیند جهت بازی در نقش مکمل در فیلم «دارکوب»، حالا که گذشت وقت سایه ای از قهرمان کودکی هایمان را برابر ما قرار می دهد. قهرمانی که نه در غار تنهایی اش که بر قله منحصربه فردش در سینمای کشور عزیزمان ایران نشسته و داوری داورانی را به نظاره می نشیند که اوجش را نادیده گرفت و جهت سایه اش کلاه از سر بر می دارد و گروه تحریریه سایت اهدا می کند.

در استادیوم زیاد فحش می دهند یا سینما
این همان اتفاقی است که جهت بازیگرانی مانند نیکی کریمی، مهتاب کرامتی، مهناز افشار، بهرام رادان، الناز شاکردوست، سحر قریشی و این آخرهای امیر جدیدی هم رخ داد. این بازیگران در ابتدای ورود خود به سینما جذب سینمای بدنه شدند و هیچ ادعا و درخواستی جهت بازی در فیلم روشنفکری نداشتند تا این که چند سال از فعالیتشان در سینما گذشت و رفته رفته مسیر کاری خود را عوض کردن دادند و در فیلم هایی بازی کردند که با سینمای بدنه و عامه پسند فاصله زیادی داشت؛ هرچند تعدادی از آن ها هنوز هم، با حضور هرازچندگاهی در این فیلم ها، جایگاه خود را در این سینما هم حفظ می کنند و چندان تمایلی جهت فاصله گرفتن از آن ندارند.
پژمان جمشیدی، فوتبالیست سابق، تا امروز خود را به عنوان یکی از بازیگران سینمای بدنه معرفی کرده، ولی از فیزیک و صورت تماشاگرپسندی برخوردار نیست.

با این حال او توانسته در مدت محدود فعالیتش در سینما به صورت ای محبوب تبدیل شود. البته جمشیدی محبوبیتش را مدیون رسانه فراگیرتری چون تلویزیون است که با سریال «پژمان»، به عنوان بازیگری موفق، طنز خود را به تماشاگر معرفی کرد و بعد کارش را در فیلم های کمدی دیگری، مانند «50 کیلو آلبالو» و «خوب، بد، جلف»، هم ادامه داد. او امسال جهت نخستین بار در فیلمی جدی بازی کرده است که کارگردانش ادعای فلسفیدن را در سینما دارد. زمانی که محمدرضا فروتن، به عنوان یکی از داوران جشنواره امسال، نام او را به عنوان یکی از نامزدهای عالی ترین بازیگر نقش مکمل مرد خواند، عده ای از اهالی رسانه خندیدند؛ شاید جهت این که تصور نمی کردند جمشیدی یکی از نامزدهای بازیگری جشنواره امسال باشد.

آن ها هنوز او را به عنوان بازیگر جدی سینما نپذیرفته اند و جهت عده ای پذیرش این که بازیگر طنزی که تا همین سال گذشته در «خوب، بد، جلف» بازی کرده، بعد از یک سال، جهت نخستین فیلم جدی اش نامزد دریافت گروه تحریریه سایت شود سخت بود. به همین خاطر در تیترهای رسانه ای، بعد از اعلام نامزدها از او به عنوان فوتبالیست تازه وارد به سینما یاد کردند که تنها به ستاره ای پولساز تبدیل شده است است و بازیگر خوبی نیست.

یادگارهای گروه تحریریه سایت

عده ای هم گزینش او را سوتی داوران دانستند که جهت برنگزیدن «تنگه ابوقریب» و «لاتاری» به ناچار به این گزینش تن داده اند. با همه این ها بسیاری معتقدند این بازیگر در میان آن همه هنرپیشه حرفه ای، در فیلم «سوءتفاهم» بازی قابل قبول و بهتری دارد، جمشیدی هم نشان داد خیلی زیاد از بازیگرانی که ادعای حرفه ای بودن می کنند و بیش از دو دهه از حضورشان در سینما می گذرد ظرفیت دارد. او به آسانی از کنار انتقادها و خنده ها گذشت و حتی خبرنگاران را مسبب شهرت و محبوبیت خود دانست. شوخی که ندارد، او زمانی در استادیوم هایی پابه توپ می شده است که فحش با نقل ونبات فرقی نداشته؛ به عبارتی آن چه برایش این جا رقم خورد خیلی هم توهین به حساب نمی آمد.

از عرش تا فرش در قاب تلویزیون
داستان محمدحسین مهدویان در سی وششمین دوره جشنواره فیلم فجر شاید یکی از به یادماندنی ترین داستان های جشنواره های فیلم فجر باشد. او در سی وپنجمین دوره جشنواره در سال گذشته، در نقش یک ستاره ظاهر شد. در برنامه «هفت» سال گذشته، بهروز افخمی و مسعود فراستی چنان از توانایی های محمدحسین مهدویان سخن گفتند که گویی او جهت نخستین بار گونه ای سینمایی را اختراع کرده است.

افخمی از قهرمانان این فیلم به عنوان نمونه هایی نادر از قهرمان در سینمای کشور عزیزمان ایران یاد کرد، ولی امسال سال متفاوتی جهت مهدویان رقم خورد. او امسال با فیلم «لاتاری» به تهیه کنندگی سیدمحمود رضوی در جشنواره حضور داشت، شاید تصور نمی کرد که در برنامه «هفت» چنین مورد سوالات رشید پور و نقد های منتقدان این برنامه قرار بگیرد. منتقدان این برنامه جهت ستاره دوره گذشته جشنواره از پنج ستاره تنها نیم ستاره در نظر گرفتند.

گروه تحریریه سایت جهت سایه جمشید هاشم پور ندیدن حضور و کار بازیگری که قریب50 سال پا به پای هر کار و تولیدی در سینمای کشور عزیزمان ایران آمده و با حضورش در ف

اظهارنظر مهدویان راجع به ملی گرایی فردوسی بازتاب گسترده ای در میان اهالی فرهنگ داشت و باعث شد بسیاری از کسانی که میانه ای هم با سینما نداشتند، ناگهان متوجه حرف های او شوند. مهدویان در تصویر العمل به اظهارنظری از رشیدپور که فیلم «لاتاری» را در دفاع از خشونت دانست، گفت: «اگر بخواهیم این طوری نگاه کنیم، «شاهنامه» فردوسی را هم می توان اثری فاشیستی، نژادپرستانه، پر از شعار و خشونت تعبیر کرد»؛ و بعد از تایید تلویحی رشیدپور، مهدویان ادامه داد: «می خواهید من بعضی از ابیات فردوسی را بخوانم که خیلی فاشیستی است؟» همایون شجریان در پستی اینستاگرامی حسابی به مهدویان تاخت و اشاره به استفاده از واژه های عربی در «شاهنامه» کرد، ولی کار به همین جا ختم نشد.

هادی حجازی فر، بازیگر فیلم «لاتاری»، در یک پست اینستاگرامی از محمدحسین مهدویان پرسید که آیا با پشت دست به دهان رشید پور نزده هست؛ البته علت حجازی فر این بود که رشید پور داشت داستان فیلم را لو می داد. این عصبیت حجازی فر هم تصویر العمل هایی زیادی در اینترنت در پی داشت و بسیاری عصبیت حجازی فر را از جنس عصبیت خود فیلم دانستند. نتیجه این شد که ستاره دوره قبل جشنواره این بار در هیچ رشته مهمی نامزد دریافت جایزه نشد. بعد از مراسم اختتامیه، سیدمحمود رضوی که همچون بسیاری از اشخاص فرهنگی اصول گرا شبکه مجازی فیلترشده توئیتر را دوست دارد، در حساب کاربری اش پستی گذاشت به این مضمون که ابراهیم داروغه زاده، دبیر جشنواره، در جلسه ای به او گفته است که چینش در جشنواره فیلم فجر به گونه ای خواهد بود که هیچ اتفاقی جهت «لاتاری» نمی افتد.

یادگارهای گروه تحریریه سایت

در ادامه رسول صدرعاملی و محمد رضا فروتن، از اعضای هیئت داوران، نیز در برنامه «هفت» اشاره کردند که این فیلم به علت ایده ترویج خشونت مورد توجه آن ها نبوده هست. از این ها گذشته، بعد از همان اکران های اول این فیلم گفته شد که با توجه به سکانس نهایی این فیلم که در کشور امارت به آخر می رسد، بعید است جشنواره با توجه به ملی بودنش با فیلم همراه شود؛ چراکه درنهایت با تصویر العمل هایی خارجی همراه بود.

«امیر» قربانی مصلحت اندیشی
جشنواره فیلم فجر سرشار از اتفاقات عجیب و غریب هست. اساسا گویا همین عجیب و غریب بودن است که آن را جالب می کند. چنین وصفی از هر لحاظ می تواند مناسب سی وششمین جشنواره فیلم فجر نیز باشد؛ جشنواره ای که راجع به آیتم های عجیب و غریب آن می توان ساعت ها حرف زد و مطلب نوشت، ولی آن چه در این جشنواره و در مراسم نهایی آن در میان هیاهوها تقریبا به حاشیه رفت اهدای دو گروه تحریریه سایت خاص بود: گروه تحریریه سایت بلورین عالی ترین فیلم از نگاه «هنر و تجربه» و گروه تحریریه سایت بلورین عالی ترین فیلم اول.

دو سیمرغی که می توانستند نتیجه دو بخش مستقل در جشنواره و با هیئت داورانی مجزا باشند، ولی به علت سیاست های این دوره تنها به دادن سیمرغی از منظر نگاه همان هیئت داوران بخش سودای گروه تحریریه سایت اکتفا شد. راجع به دو سیمرغی که در جشنواره های سال های گذشته به شکل های متفاوتی اهدا می شد، می توان به چند توصیه اشاره کرد. هیئت داوران جشنواره سی وششم گروه تحریریه سایت عالی ترین فیلم از نگاه هنر و تجربه را به فیلم «مغزهای کوچک زنگ زده» ساخته هومن سیدی داد و گروه تحریریه سایت عالی ترین فیلم اول را هم به «خجالت نکش» رضا مقصودی اهدا کرد. ابتدا باید سراغ گروه تحریریه سایت دوم رفت. هیئت گزینش در مصلحت اندیشی های این دوره تنها سه فیلم اول را جهت حضور در مسابقه سودای گروه تحریریه سایت گزینش کرد. از همان ابتدا می شد حدس زد نباید جهت «مصادره» مهران احمدی جایگاهی قائل بود و به این ترتیب، فیلم های «امیر» ساخته نیما اقلیما و «خجالت نکش» باقی می ماند؛ فیلم هایی که از قضای قرعه نیز در پردیس ملت، سینمای اصحاب رسانه، پشت سرهم اکران شد و به نظر می رسید گروه تحریریه سایت عالی ترین فیلم اول به یکی از آن ها تعلق بگیرد.

در شرایطی که «امیر» نیما اقلیما به علت بازی ها، عنوان و فرم ساخت یکی از خاص ترین فیلم های سال های اخیر بود و می توانست عالی ترین فیلم اول شود، ولی هیئت داوران ترجیح داد فیلم «خجالت نکش» را گزینش کنند. حتی در شرایطی که فیلم «مصادره» نیز می توانست از لحاظ داستان و نوع شخصیت پردازی هایش این گروه تحریریه سایت را دریافت کند، ولی بازهم هیئت داوران ترجیح داد جایزه را به «خجالت نکش» بدهد.

احتمالا عالی ترین توجیه جهت دادن جایزه به فیلم مقصودی عنوان آن و حمایت از فرزندآوری در جامعه باشد؛ لیکن که از ایده گرفته تا بازی های آن نه تنها نمی توان گفت با فیلمی میانگین روبه رو هستیم که یکی از بدترین فیلم های جشنواره را شاهد بودیم، ولی راجع به گروه تحریریه سایت هنر و تجربه می توان گفت که هیئت داوران احتمالا درک اشتباهی از سینما ی «هنر و تجربه» داشته اند. با نگاهی به 5 فیلم به نمایش درآمده در جشنواره – بدون فیلم های کوتاه – تنها گزینه ای که شاید بتواند به فیلم های «هنر و تجربه» نزدیک و از سینمای بدنه دور شود، با اختلاف فیلم «امیر» هست؛ فیلمی که همه آیتم های فیلم های هنر و تجربه را دارا بود و در مصلحت اندیشی های مرسوم به فیلم سیدی داده شد تا ندادن گروه تحریریه سایت عالی ترین به «مغز های کوچک زنگ زده» توجیه شود، در حالی که به نظر نمی آید سیدی اصلا چنین دغدغه ای نداشته و فیلمش را به گونه ای طراحی کرده که اتفاقا در جریان سینمای بدنه قرار بگیرد.

واژه های کلیدی: ایران | سینما | داوران | ایرانی | سینمای | جشنواره | جشنواره | سینمایی | جشنواره فیلم | جشنواره فیلم فجر

دانلود


دانلود فایل ها

نویسنده : getblogs